ظهور

مابرای صبح ظهور چه کرده ایم ؟؟؟

یا رب خودت مواظب شاه غریب باش

او را ولی و ناصر و کهف و حبیب باش..

 

ما زخم می زنیم به او با گناهمان.. 

یا رب خودت به زخم دل او، طبیب باش!

[ شنبه دوم بهمن 1395 ] [ 23:40 ] [ سیده ضیاءتبار ] [ صلوات ]
عبد

گروه مروجین مهدویت 

 

به ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ «ﻋـﺎﺑـﺪ» ﺑﺎﺷﯽ «ﻋـَبد» ﺑـﺎﺵ!!

 

ﺷـﯿﻄﺎﻥ ﻫﻢ ﻗﺮﯾﺐ ﺑﻪ 6 هزار ﺳـﺎﻝ ﻋﺒـﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ.

 

«ﻋـﺎﺑـﺪ» ﺷﺪ، ﺍﻣﺎ «ﻋـَﺒـﺪ» ﻧـﺸﺪ..

 

ﺗــﺎ «ﻋـَﺒـﺪ» ﻧـﺸﻮﯼ، ﻋﺒﺎﺩﺗﺖ ﺳـﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻧـﺪﺍﺭﺩ؛

 

ﻋـَﺒﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﻌﻨﯽ:

 

ﺑﺒـﯿﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﭼﻪ ﻣﯽﺧـﻮﺍﻫﺪ ...

 

    نه دلت 

[ دوشنبه بیست و هفتم دی 1395 ] [ 20:27 ] [ سیده ضیاءتبار ] [ صلوات ]
ریش

 نهی از منکرشيخ محمد تقى بافقى‏

 

آشيخ محمدتقى بافقى يك روز به حمام رفته بود ديد كه شخصى مشغول تراشيدن ريش است به ايشان فرمود: چرا ريش مى‏تراشى؟ آن شخص كه سرهنگ ارتش بود ناراحت شده و يك سيلى به صورت ايشان مى‏زند حاج شيخ بدون تامل‏ طرف ديگر صورت خود را آورده و گويد يكى هم به اين طرف بزن ولى ريش نتراش، آن فرد از استقامت ايشان تعجب كرده و سوال مى‏كند اين شخص كيست؟ دلاك او را معرفى مى‏كند سرهنگ سراسيمه شده و از ايشان عذرخواهى كرده و همانجا توبه مى‏كند كه ديگر ريش نتراشد و از مخلصين ايشان مى‏شود.

 

روح مهربان ص 53

 

[ شنبه بیست و پنجم دی 1395 ] [ 16:13 ] [ سیده ضیاءتبار ] [ صلوات ]
کم داریم

یادمان رفتہ اگر غم داریم

 یوسف فاطمہ را ڪم داریم ...!!

 

اللهمــ عجل لولیڪ الفرج

 

تعجیل_درظهور_صلوات

[ پنج شنبه بیست و سوم دی 1395 ] [ 16:3 ] [ سیده ضیاءتبار ] [ صلوات ]
یک طلبه ویک روستا شیعه

‍ خاطره ای شنیدنی از آیت الله وحید خراسانی

 

"در زمان میرزای شیرازی طلبه ای با لباس کهنه بر درخانه اش آمد و گفت میرزا را کاردارم 

مردم گفتند میرزا بر مجتهدین وقت ندارد آن موقع تو آمده ای و میگویی میرزا را کار دارم؟

گفت عیبی ندارد من میروم اما به میرزا بگویید فلانی آمده بود 

خبر به میرزای شیرازی رسید، ناگهان میرزا سرو پای برهنه  دوید و طلبه را درآغوش گرفت 

دفتردار میرزا تعجب کرد. وقتی آن طلبه رفت، میرزا گفت: دوست داشتم ثواب  این همه مجتهد که تربیت کردم  برای این طلبه باشد و ارزش یک کارش را به من بدهد،

گفتند میرزا کار این طلبه مگر چه بوده ؟

میرزا گفت: این طلبه به یکی ازدهات های سنی نشین رفت و گفت بچه هایتان را بیاورید قرآن یاد می دهم بدون پول 

سنی ها گفتند خوب است بدون پول است 

این طلبه از اول که قران یاد این بچه ها می داد بذر محبت امیرالمؤمنین را دردل این بچه ها کاشت این ها بزرگ که شدند شیعه شدند و پدرانشان را از مذهب باطل به مذهب حق راهنمایی کردند 

دیری نگذشت که این دهات تماما شیعه شد 

این طلبه ۱۵سال شب ها بردر خانه ها می رفت و یواشکی نانی که ان ها بیرون می انداختند را می خورد ۱۵سال اینگونه زحمت کشید تا توانست یک روستا را شیعه کند ."

 

مصباح الهدی آیت الله وحید خراسانی

مروجین مهدویت 

[ سه شنبه هفتم دی 1395 ] [ 23:26 ] [ سیده ضیاءتبار ] [ صلوات ]
غروب جمعه

‍ ( امام زمان عج)

ای  خدای  مهربونم
ب لبم رسیده  جونم
مددی نما که یک دم
آقامو  بدی  نشونم

چ غروب  غم نصیبی
مونده آقام تو غریبی
بدل  او خونه  کرده
غم و غصه ء  عجیبی

دل زارش  گله  داره
کوهی دردو ناله داره
تو دل  شکستهء خود
 غم هجده ساله داره



ای گل زهرا دعا کن
تو خودت خدا خدا کن
تا ظهورت بشه امضاء
دل   مادرو  رضا  کن

موسوی

 

[ جمعه بیست و هشتم آبان 1395 ] [ 14:53 ] [ سیده ضیاءتبار ] [ صلوات ]
فالت غلط دراومد

[ جمعه چهاردهم آبان 1395 ] [ 14:2 ] [ سیده ضیاءتبار ] [ صلوات ]
شب جمعه

شب جمعه شده مولا، بگو جانا کجا هستی؟ 

من از درد فراق گویم، بگو مولا کجا هستی؟ 

 

همه جا یاد تو باشم، کجا را بنگرم مولا 

دعای ندبه می خوانم، تو از آل عبا هستی 

 

شب تنهایی عشقت، دلم جانِ شما باشد 

تو از درد دلم گویی، بگو مولا کجا هستی؟ 

 

یکی درد و یکی درمان، یکی وصل و یکی هجران 

همه از درد تو گویند، بگو جانا کجا هستی؟ 

 

شب هجران نمی آیی، همه شب ذکر تو گویند 

چه بد باشد غم غیبت، بگو مولا کجا هستی؟ 

 

من از درد دل مسکین، دوای درد او خواهم 

دعای درد او خوانم، بگو جانا کجا هستی؟ 

 

ز تنهایی دلم خون شد، خدا را محرم رازی 

بده توفیق پروازم، تو عاشق خدا هستی

 

 

❣اللهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج❣

[ پنج شنبه ششم آبان 1395 ] [ 23:0 ] [ سیده ضیاءتبار ] [ صلوات ]
یا صاحب الزمان

مناجات_با_امام_زمان_ارواحنا_فداه 

 

آقا بیا که عشق خودم را نشان دهم 

آقا بیا که پیش قدوم تو جان دهم 

 

گر لحظه ای حضور تو گردد نصیب من 

من هم به محضرت دل و روح و روان دهم 

 

گر تو بیایی و رخ خود را نشان دهی 

من هم نثار جان خودم را نشان دهم 

 

گر تو بیایی ای گل زهرا به مقدمت 

هستی خود به خاطر تو بی گمان دهم 

 

تنها نه هستی ام که اگر رخصتم دهند 

دار و ندار و هستی اهل جهان دهم 

 

یک دم میان مجلس جدت بیا که من 

بهر تسلی غمت اشک روان دهم 

 

حرف اسارت است و غریبی و بی کسی 

جان از برای غربت آن مهربان دهم

 

محمد_مبشری

[ چهارشنبه پنجم آبان 1395 ] [ 22:30 ] [ سیده ضیاءتبار ] [ صلوات ]
عزاداری

سؤال:

ریشه ی سینه زدن یا به طور کلی زدن خویش، به خاطر امام حسین علیه السلام از کجاست؟ آیا اهل بیت علیهم السلام همانند عملی که شیعیان در عزای امام حسین (ع) انجام می دهند را تأیید کرده اند

 

◀️ عزاداری برای امام حسین علیه السلام از فروعات مذهب شیعه است و دلایل زیادی آن را تأیید می کند و درباره ی شیوه ی عزاداری هم باید گفت:  تا زمانی که چگونگی اقامه ی عزا با اصلی از اصول اسلام، آیه ی قرآن و یا روایتی که در سنت آمده است، منافات نداشته باشد اشکالی ندارد و عرف های مختلف می توانند شیوه های مختلفی را برای برپایی مراسم عزا داشته باشند.

 

◀️ در ضمن اگر سنتی از اهل بیت علیهم السلام در این رابطه وجود داشته باشد در جواز این کار کافی است.

 که البته وجود دارد و در شماره های بعد به آن اشاره می کنیم. 

 

 بنابراین بی شک عزاداری هایی که امروزه صورت می گیرد و مردم دل سوخته و دوستداران اهل بیت و امام حسین علیهم السلام برای ابراز همدردی انجام می دهند، جایز می باشد

 

◀️ سیدبن طاووس نقل می کند که در روز هشتم محرم ، امام حسین علیه السلام بر روی زمین نشسته بودند که خوابشان برد و پس از لحظه ای از خواب بیدار شده و به حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند:

"خواهر جان! اینک جدم رسول خدا و پدرم علی و مادرم فاطمه و برادرم حسن علیهم السلام را در خواب دیدم. به من گفتند: ای حسین! فردا نزد ما میایی."

 

 

حضرت زینب (سلام الله علیها) از شنیدن این سخن سیلی به صورت خود زد و صدا به گریه بلند کردند.

امام حسین (علیه السلام) فرمودند: 

"خواهرم آرام باش، دشمنان ما را نگاه می کنند."

 

 اللهوف، سیدبن طاووس، بخش 2

 

همانطور که مشاهده می کنید امام حسین (علیه السلام) در مقابل کار خواهرش که سیلی به صورتش زده بود، هرگز ایشان را از این کار نهی ننمودند، بلکه فقط از ایشان خواستند که در مقابل دشمن این کار را نکنند تا بهانه ای برای شماتت کردن به دست دشمن نداند

[ شنبه هفدهم مهر 1395 ] [ 18:59 ] [ سیده ضیاءتبار ] [ صلوات ]
پاتوق عمارها ، اخبار ، صالحون